تصور ميكنيم همان طوري كه اشغال جنايتگرانه در عراق تحت بهانه مظنون بودن به وجود سلاحهاي شيميايي در اين كشور انجام شد (و بعد مشخص شد كه دروغي بيش نبود) امروز اين اقدام ميتواند به عنوان بهانهاي براي تجاوز به ايران مورد استفاده قرار گيرد.
سنديكاها،نمايندگان مذاهب، فرهنگها و هنرمندان آرژانتين،در نامهاي به رئيس جمهور اسلامي ايران همبستگي خود را با دولت و مردم ايران در مقابل تهديدات دولت نظاميگرا و اشغالگر بوش ابراز كردند.
به گزارش خبرگزاري فارس در متن نمابر شده اين نامه آمده است:« به عنوان شهروندان آرژانتيني, حكم قضايي كه نسبت به دخيل بودن جمهوري اسلامي ايران در حمله به مركز يهوديان AMIA (كه در تاريخ جولاي 1994 در بوينس آيرس اتفاق افتاد) اصرار ميورزد را قويا رد ميكنيم. به نظر ما تصميم ياد شده به دنبال يافتن حقيقت در خصوص اين اقدام حاد نبوده, بلكه در راستاي منافع كنوني و فشارهايي است كه ايالات متحده اعمال كرده و به اين وسيله تلاش ميكند حمله احتمالي نظامي خود را توجيه كند، تصور ميكنيم همان طوري كه اشغال جنايتگرانه در عراق تحت بهانه مظنون بودن به وجود سلاحهاي شيميايي در اين كشور انجام شد (و بعد مشخص شد كه دروغي بيش نبود) امروز اين اقدام ميتواند به عنوان بهانهاي براي تجاوز به ايران مورد استفاده قرار گيرد.
در ادامه اين نامه آمده است:اعتقاد راسخ داريم كه يافتن واقعيت، عدالت و مجازات مسئول مرگ 84 قرباني حمله به AMIA بايد تنها در اختيار مردم آرژانتين و نهادهاي آن باشد. ما زيرپا گذاشتن حق حاكميت خود توسط نظاميگرايي جرج بوش رييس جمهور آمريكا و كشور اسرائيل كه تحقيقات قضايي در كشور را آلوده (مسموم) كردهاند، قويا رد ميكنيم.
در بخش ديگري ازاين نامه تاكيدشده است:اين درست نيست كه اكنون اتهامات مطرح شده توسط قاضي خوان خوزه كالئانو را مجددا از سربگيرند (همان فردي كه به دليل اعمال غيرقانوني بركنار شده است)، در حالي كه از جانب پليس بينالملل و ديگر كشورهاي اروپايي اين اتهامهاي فاقد مدارك و شواهد رد شده است.
اكنون اصرار بر همان فرضيه تحقيقاتي نامعقول است، زيرا هميشه مدارك (شواهد) موجود مرتبط با دولت ايران، حمله مذكور را براساس تخمينهاي غيرمستقيم ناراضيهاي ايراني و گزارشات موساد و CIA (سرويسهاي اطلاعاتي اسراييل و آمريكا) تهيه شدهاند. همان كشورهايي كه وجهاي از نظر صلح جهاني و احترام به حقوق بينالملل ندارند. برعكس براي نيل به اهداف توسعهطلبانه خود در استفاده از ترور شك نميكنند.
به همين دليل معتقديم در پشت پرده اتهامات قضايي، برنامههايي پنهان شده كه انزواي ايران را نشانه رفته و به دنبال شكستن روابط سياسي با آرژانتين و در نتيجه فراهم كردن شرايط براي حمله جديد جنايتكارانه به يك كشور ديگر خاورميانه است.
در ادامه اين نامه آمده است:به عنوان شهرونداني كه به طور تاريخي از حقوق بشر دفاع كردهايم، قويا تمامي اشكال تروريسم به ويژه تروريسم دولتي را رد ميكنيم. به همين دليل نميتوانيم در مقابل قتل عام ملتهاي افغان، عراقي، لبناني و فلسطيني كه توسط نيروهاي اشغالگر صورت ميپذيرد و تمامي حقوق آنها را پايمال ميكند، ساكت بمانيم. آمريكا و اسراييل صلاحيت اخلاقي براي رهبريت هيچ مبارزهاي عليه تروريسم را ندارند.
آرژانتينيها نبايد اجازه دهند كه از ما به عنوان بهانهاي براي اين كه خاك اين كشورها را به توبره بكشانند، استفاده كند. اگرچه تلاش ميكنند كه از ايران بترسيم؛ اما در واقع از كسي كه ميترسيم كه سياستهاي مستكبرانه و امپرياليستي ايالات متحده است كه در مسابقهاي كه ادامه حيات تمامي بشريت را به مخاطره انداخته حقوق بينالمللي را اسير و حق حاكميت، منابع و تاريخ ملتهاي جهان را لگدمال كرده است.
در ادامه اين نامه تاكيد دشه است:در مقابل اين تهديدات، تمامي رهبران سياسي، مذهبي و اجتماعي جهان را براي دفاع از ايران و متوقف كردن خطري كه صلح جهاني را تهديد ميكند (كه همانا رئيس جمهور كنوني آمريكا جرج بوش ميباشد) فرا ميخوانيم.
به عنوان آمريكاي لاتيني با ترس و وحشت مينگريم كه چگونه در پس تهديدات خود عليه ايران ميخواهند هدف ريشهكني پيشرفتهاي اجتماعي و سياسي ملتهاي اين قاره كه معتقديم براي دستيابي به صلح در منطقه خود، بايد به عنوان يك اصل بلافاصله به «طرح كلمبيا» خاتمه داده شده و هر دو پايگاه نظامي به همراه قواي آمريكا از اين كشور برادر خارج شوند، امري كه منجر به ايجاد جوي مناسبتر جهت تحقق هرگونه مذاكره در خصوص مشكلات باقيمانده كشورهاي همسايه خواهد شد.
در پايان مراتب احترام هزاران طرفدار اجتماعي كه هر روزه از حقوق بشر در سنگرهاي زندگي دفاع ميكند و با وجود فاصلهي جغرافيايي در زير همان پرچم شرافت و غيرت (شهامت) به ملت ايران ميپيوندد را خدمت شما تقديم ميكنيم.»
با تقديم و احترام